گاهی یک موسیقی بدون آنکه حتی یک کلمه داشته باشد، میتواند روایتگر یک اتفاق بزرگ باشد؛ میتواند بغض، اندوه، حماسه و خاطره را همزمان در ذهن مخاطب زنده کند. قطعات بیکلام آلبوم «قائد شهید» از آن دست آثاری بودند که در روزهای پس از مراسم تشییع رهبر شهید، همراه بسیاری از تصاویر منتشرشده در فضای مجازی، شنیدنی شد. ملودیهای این مجموعه، بدون تکیه بر کلام، توانستند احساساتی را منتقل کنند که شاید بیان کردنشان با واژهها آسان نبود. همین همراهی میان موسیقی و تصاویر، بهانهای شد تا با امیرحسین سمیعی، آهنگساز آلبوم «قائد شهید» که شامل ۶قطعه «عروج»، «پرواز»، «پدر»، «رستاخیز»، «فراق» و «وداع» است، درباره چگونگی شکلگیری این اثر، ایده ساخت آن و بازخوردهایی که گرفته، گفتوگو کنیم.
روایتگر لحظهها
شکلگیری آلبوم «قائد شهید» برخلاف بسیاری از آثاری که در مناسبتهای خاص تولید میشوند، از یک سفارش رسمی آغاز نشد؛ بلکه به گفته امیرحسین سمیعی، این اثر نتیجه دغدغهای شخصی برای خلق موسیقی درباره یک واقعه تاریخی بود. سمیعی درباره روند شکلگیری این اثر به خبرنگار ما میگوید: این کار سفارشی نبود و برای اینکه از جایی سفارش گرفته باشم، ساخته نشد. پس از ۹ اسفند که خبر شهادت رهبر شهید انقلاب منتشر شد، مدام با خودم چالش داشتم که باید اثری برای این واقعه بنویسم. فکر میکنم اواخر ماه مبارک رمضان بود که تصمیم گرفتم این قطعهها را برای مراسم تشییع رهبر شهید آغاز کنم. کار را شروع کردم و تا زمانی که متن نهایی شد، پیش رفتم. خیلی اتفاقی یکی از دوستانم از قرارگاه امام مجاهد با من تماس گرفت. برای او توضیح دادم که چنین کاری نوشتهام و آنها گفتند که کمک میکنیم. پس از آن، مدیر مرکز و دوستان قرارگاه امام مجاهد نیز مانند دیگر دوستان پای کار آمدند، کمک کردند و با صدا و سیما، کار تمرین شد. در نهایت هم این اثر در مراسم تشییع، بهصورت زنده از شبکه یک سیما اجرا شد.
سمیعی درباره اینکه آیا موسیقی «قائد شهید» از ابتدا با همین ساختار در ذهن او شکل گرفته یا در فرایند تولید تغییراتی پیدا کرده، میگوید: خیر، از اول به همین شکل بود. تصور من این بود که ما برای مراسم تشییع، یک موسیقی خیلی منسجم میخواهیم؛ موسیقیای که روایتگر شخصیت محکم، قدرتمند و تأثیرگذار تاریخی رهبر شهید باشد. به همین دلیل، موسیقی در این اثر بهشدت دارای فضای عاطفی است و در کنار آن، وجه حماسی بسیار پررنگی هم دارد.
این آهنگساز درباره تلفیق دو عنصر احساس و حماسه در این اثر نیز توضیح میدهد: تلاش کردم این دو مؤلفه در کنار یکدیگر حرکت کنند و هیچ کدام دیگری را از بین نبرد. او عنوان میکند: تمام تلاش من این بود که این دو بُعد کاملاً موازی با هم حرکت کنند و هیچ کدام دیگری را خنثی نکند. به باور او، جامعه ما درگیر هر دو این احساسها بوده است؛ یعنی در یک دوره زمانی هم به حماسه نیاز داشته، چون در حال جنگیدن و دفاع بوده و هم بحث مقاومت و شخصیت محکم رهبر شهید مطرح بوده است. از طرف دیگر، بحث از دست دادن یک شخصیت تاریخی هم وجود داشت؛ همان اندوهی که به هر حال در سطح جامعه خیمه انداخته بود.
سمیعی ادامه میدهد: من فکر میکنم موسیقی «قائد شهید» از هر دو این عاطفهها تشکیل شده است؛ هم حماسه و هم اندوه. این قطعات همچنین از زمانی که شروع کردم تا زمانی که کار تمام شد، نزدیک به ۱۰ روز طول کشید و در کمترین زمان ممکن کار را ساختم.
تأثیر موسیقی در ثبت حافظه تاریخی
این آهنگساز در ادامه درباره نخستین جرقه شکلگیری یک قطعه موسیقی و اینکه یک اثر بیکلام چگونه از یک ایده اولیه به محصول نهایی میرسد، میگوید: در چنین بافت موسیقی بدون کلامی، ابتدا آن تم اصلی شکل میگیرد. این تم، همان تصور آهنگساز است؛ یعنی تجسمی که از یک ملودی یا یک نغمه در ذهن او شکل میگیرد. پس از آن، آهنگساز این ملودی را سازآرایی میکند، هماهنگی ارکستر شکل میگیرد و در نهایت به چیزی میرسیم که شنونده آن را میشنود.
مدیرکل سابق دفتر موسیقی با اشاره به نقش موسیقی در ثبت حافظه تاریخی یک واقعه، معتقد است: موسیقی میتواند در کنار تصاویر ثبت شده توسط عکاسان و خبرنگاران، بخش مهمی از ماندگاری یک اتفاق را شکل دهد. او در این باره خاطرنشان میکند: موسیقی پیام را ۱۰۰درصد بهتر از هر هنری میتواند منتقل کند. از دیرباز هم همین بوده است، البته نه به شکل مستقیم. تجربه خود من با این حجم از کارهای گرافیکی و محتوایی که در بستر شبکههای اجتماعی برای این اثر شکل گرفت، نشان داد موسیقی بیکلام نیز میتواند چنین نقشی داشته باشد. این حجم از استفاده از موسیقی در محتواهای مختلف سبب شد خودم به این نتیجه برسم که موسیقی بیکلام، ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال احساس و ایجاد ارتباط با مخاطب دارد.سمیعی درباره دشوارترین بخش ساخت «قائد شهید» نیز معتقد است مهمترین مرحله، پیدا کردن نقطه عطف اثر بوده و عنوان میکند: شاید مرز بین سخت و آسان بودن برای چنین کاری کمی متفاوت باشد، اما فکر میکنم بهترین پاسخ برای این پرسش، پیدا کردن نقطه عطف این اثر است. نقطه عطف این آلبوم موسیقی، قطعه «رستاخیز» است. رستاخیز، یک خروش جمعی است؛ یک نوع از ایستادگی و مقاومت جمعی دارد و نقطه عطف این موسیقی محسوب میشود.
غمی که با نغمه توصیف شد
انتشار گسترده قطعات «قائد شهید» در فضای مجازی و همراه شدن آن با تصاویر مربوط به مراسم تشییع، بازخوردهای متفاوتی از سوی مخاطبان داشت. سمیعی درباره واکنشهای مردمی میگوید: بسیاری در فضای مجازی من را منشن کرده بودند و با محبت درباره این اثر صحبت میکردند. حتی بعضیها نوشته بودند که «لعنت! به این آهنگساز؛ خیلی زیباست، اما بسیار روزهای تلخی را به یاد ما خواهد آورد». از این نوع واکنشها زیاد شنیدم. هنوز هم کارهای گرافیکی و محتواهای مختلفی با این موسیقی ساخته میشود و در فضای مجازی وجود دارد. شاید روزی که مراسم آغاز شد، حجم محتواسازی با تصاویر مصلا آن قدر زیاد بود که دیگر نمیتوانستم همه آنها را دنبال کنم. هر کسی که تصویری از مراسم گرفته بود، این موسیقی را روی آن قرار داده بود؛ از تصاویر خیابانها و موکبها گرفته تا آمادهسازی موکبها و حتی کسانی که در مسیر جاده به سمت تهران حرکت میکردند و برای مراسم میآمدند.
این آهنگساز درباره حس شخصی خود از همراه شدن اثرش با یکی از اتفاقهای مهم تاریخی نیز توضیح میدهد و تأکید میکند: این تجربه برای من صرفاً یک اتفاق خوشایند هنری نبوده است، شاید بسیاری تصور کنند من با دیدن این تصاویر فقط خوشحال میشدم، اما این طور نبود. با بسیاری از این ویدئوهایی که به دستم میرسید، اشکم درمیآمد. درست است که توفیق داشتم این موسیقی روی تصاویر شهادت تاریخی قرار بگیرد، اما واقعیت این است که خود این اتفاق مرا غمگین کرده بود. وقتی کار را میساختم، با لحظهلحظه آن اشک ریختم.
فارغ از یک جغرافیای خاص
وی درباره اینکه آیا میتوان «قائد شهید» را اثری آیینی یا مبتنی بر موسیقی ایرانی دانست و اینکه آیا نگاه او در ساخت این مجموعه، محدود به یک جغرافیای موسیقایی خاص نبوده، عنوان میکند: اگر بخواهیم از نظر فرمی نگاه کنیم، «قائد شهید» یک موسیقی ارکسترال (سازآرایی) بیکلام است. تلاش من این بوده که این اثر به جغرافیای خاصی نگاه نکند؛ یعنی به یک فرم مشخص موسیقی غربی نزدیک نباشد یا صرفاً براساس یک گوشه خاص در موسیقی ایرانی شکل نگرفته باشد. تلاش کردم برای این کار یک نگاه جهانیتر و جهانشمولتر داشته باشم.
یکی از موضوعاتی که درباره «قائد شهید» مطرح شد، میزان ماندگاری این اثر و فاصله گرفتن آن از قالب یک موسیقی صرفاً مناسبتی بود. بسیاری از آثار مناسبتی معمولاً در یک بازه زمانی مشخص مورد استفاده قرار میگیرند، اما درباره این مجموعه، استفاده گسترده از آن در تصاویر و روایتهای مختلف، این پرسش را ایجاد کرده بود که آیا این موسیقی میتواند فراتر از یک مناسبت خاص به حیات خود ادامه دهد. سمیعی در این باره معتقد است «قائد شهید» دیگر در چارچوب یک موسیقی مناسبتی قرار نمیگیرد و میگوید: این موسیقی، موسیقی مناسبتی نخواهد شد. اتفاقی که برای آن در مراسم تشییع افتاد، خودش نشان داد این قطعه صرفاً اثری نیست که در یک روز خاص بیاید و وظیفه خودش را انجام بدهد. فکر میکنم تقریباً از دو روز پیش از مراسم تشییع، این اثر همچنان کارکرد خودش را حفظ کرده و پس از آن هم به سمت کارکردهای دیگری رفته است. برای مثال، این موسیقی روی تصاویری از شهید چمران یا شهید همت نیز قرار گرفته است.
همین موضوع نشان میدهد دیگر از قواعد موسیقی مناسبتی فاصله گرفته و توانسته ارتباط گستردهتری با مخاطب برقرار کند. منطق و علم موسیقی در نهایت برای این است که شما احساس و عاطفه خودتان را در موسیقی جاری کنید. قطعاً قواعد علمی در چنین اثری وجود داشته، اما اگر صرفاً بخواهید قواعد موسیقی را کنار هم بچینید و به یک قطعه خوب برسید، به نظر من این امکانپذیر نیست. همه اینها باید کمک کنند که شما بتوانید یک اثر عاطفی خلق کنید.
وی در پایان درباره فعالیتهای جدید خود و اینکه آیا پس از «قائد شهید» همچنان مشغول ساخت آثاری در همین زمینه است یا خیر، عنوان میکند: اگر فرصتی باشد، درگیر ساخت موسیقی متن یک سریال نمایش خانگی هستم. اما همزمان با «قائد شهید»، سه مستند موسیقی ساختم که آنها نیز درباره مراسم تشییع رهبر شهید در کشورهای دیگر هستند.




نظر شما